تبليغاتX
عشق

کوچه

 

 بر کوچه ای آهسته بی نام و نشان

   دور می گردم از این نامردمان

                               ابتدای کوچه هستم لیک ما را

                                    نه وردی نه دعایی بر خدا را

 

مرا هم آشنایی نیست ، نیست

در ته کوچه غباری نیست ، نیست

 

ناله زنان آهنگ حزن آید به گوش

              گویی یا نا بالغی آید به هوش

پا به میدان نبردش می گذارد

دست بر دست مادر می سپارد

 

کو چه را یک خانه ای گرم و شلوغ

سرگرم دنیا کودکش دور از دروغ

 

مادرش عشق خود را می کند بر او فدا

                              غافل از دنیای پر مکر خدا

گرچه او عشق و محبت بایدش

عاقبت دست خدا بسپاردش

 

کودکش سرگرم بازی های خویش

مادرش هم می شمارد عمر خویش

 

انتهای کوچه را هر لحظه زیبا می شود

        مرگ در چشم او هر لحظه رویا می شود

                   زندگی در نزد او صدها معما می شود

 

آن بچه را دیگر رهایی بایدش

تا رها گردد ، زمادر او جدایی بایدش

 

می شود زان خانه ی کوچک جدا

            می سپارد مادرش دست خدا

 

                                  مادرک گریان به در استاده است

                                       اشک هایش بر زمین افتاده است

                               //شاید او دیگر نبیند کودکش//

 

بر قدم هایش شتابان می زند گام

کم کمک هم بر گناهش می شود رام

 

                   انتهای کوچه را نزدیک نیست ، نیست

                 بر بقای عمرش او تردید نیست ، نیست

 

می رود او تا بدست آرد تمام آرزویش

                   با تمام هیبت و عشق و غرورش

 

مادرک استاده است آنجا هنوز

کورگرمایی خانه را باشد هنوز

بازوانش چون رمق دارد هنوز

 

                             مادرک را یک سخن هم بیش نیست

                انتهای کوچه را حتی سرابی نیست ، نیست

 

آسمان روشن تر از هر ذره ای است

آن پسر شادان تر از هر لحظه ای است

 

بر عشق او آشنا گردیده است

        دختری را بهر خود بگزیده است

 

              //آن طرف تر کوچه ای دیگر بر او چشمک زند//

 

خانه ای را او بنا خواهد نمود

عمر او را کوچه ای خواهد ربود

 

می سپارد عمر خود بر دست باد

مرگ خود را او نمی آرد به یاد...

                                                            .....

 

زنجیر زمان بر دست و پایش بسته است

         این چنین خوار و خفیف و خسته است

                                    با عصایی کهنه و پیر و کثیف

                                               قامتی افتاده ، رنجور و نحیف

پای خود بر کوچه اش تنها گذارد

این جهان را بر خدایش وا گذارد......

                                                                 ........

 

گرد پیری چهره اش پوشانده است

خاطراتش سینه اش سوزانده است

 

خانه ای ویران همی بیند ز دور

مانده بر جا زان همه عشق و غرور

                               تخته سنگی در کنارش پر غبار

                                          دگر بگذشته است کارش زکار

مادرک پیش خدایش رفته است

درب آن خانه به رویش بسته است

 

                                   کوچه را دیگر زمانی نیست ، نیست

                             پشت سر دیگر صدایی نیست ، نیست

 

آن طرف تر نغمه ای آید به گوش

گویی یا نا بالغی آید به هوش

 

پیرمرد آهی بلند از دل کشید

طعم حسرت را ز دل باید چشید

قطره اشکی از سر حسرت چکاند

آن پسر را بر دو دست خود نشاند

بر در گوشش چنین خواند او اذان

تا منزه گردد از رب جهان

 

                                    زندگانی را بدان خیر و ثوابی نیست ، نیست

                                     کوچه را آخر بدان راه رهایی نیست ، نیست

                                      گر تو پرسی عاقبت کارت به کیست ؟؟؟

                                           ای پسر

                            انتهای کوچه ات دیگر خدایی نیست ، نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 18:32  توسط کاترین | 
مزایای ازدواج
:
بعد از ازدواج :سحر خیز شدن بیدار شدن زودتر از خورشید
 
قبل از ازدواج :خوابیدن تا لنگ ظهر

بعد از ازدواج :معتبر شدن رفتن به حیاط با اجازه

قبل از ازدواج :رفتن به سفر بی اجازه

بعد از ازدواج :تقویت معده خوردن غذا های سوخته با منت

قبل از ازدواج :خوردن بهترین غذاها بی منت

بعد از ازدواج :ورزیده شدن كار كردن در شرایط سخت

قبل از ازدواج :استراحت مطلق بی جر بحث

بعد از ازدواج :صله رحم سر زدن به فامیل خانوم

قبل از ازدواج : دیدوبازدید از اماكن تفریحی

بعد از ازدواج :همدردی با مرد ها آموزش بچه داری و شستن ظرف ...

قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و

بعد از ازدواج :مستقل شدن دادن كل حقوق به خانوم

قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از پاپا

حالا شما بگید كی حاضره از این همه مزایا بگذره
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 19:26  توسط کاترین | 
اتو کردن سینه دختران برای کمتر کردن جذابیت آنان !!!

یکی از اصول نجابت برای زن و مبنای حفظ "نجابت" وی، پوشاندن برجستگی‌ ‏اندام‌های زنانه است.

 

متاسفانه در کشور افریقایی کامرون رسم ‏سنت بر این است که برجستگی زنانه نابود گردد!!!

 

به این منظور، دختران در سنین بلوغ تحت عمل خشونت‌آمیز «اتو کردن
 
سینه» breast ironing توسط ‏مادرانشان قرار می‌گیرند تا توجه جنسی را
 
جلب نکنند. صاف کردن سینه به این منظور صورت می‌گیرد که ‏دختر کم سن
 
و سال‌تر جلوه کند و جذابیت جنسی او کاهش یابد.‏به گزارش بی‌بی‌سی،
 
سنت اتوکردن در کامرون رایج است بطوریکه ٢٦ درصد ‏دختران کامرونی در
 
سنین بلوغ، یعنی حدود ٤ میلیون دختر، تحت خشونت «اتوکردن سینه ‏ »
 
قرار می‌گیرند. این کار عموما توسط مادر دختر انجام می‌گیرد. وسایلی که
 
برای ‏اتو استفاده می‌شود، از جمله کفگیر، موز، گوشت‌کوب چوبی، و
 
پوسته نارگیل ‏است که ابتدا روی آتش داغ می‌شود و سپس برای ضربه
 
مورد استفاده ‏قرار می‌گیرد. گرچه هنوز تحقیقات علمی درباره عوارض
 
مشخص این عمل در دراز مدت ‏انجام نگرفته است، اما این روش که بسیار
 
دردناک است به بافت سینه آسیب ‏می‌رساند.‏اخیرا یک سازمان غیردولتی
 
بنام «شبکه خاله‌ها» ‏Network of Aunties‏ پیکاری را برعلیه ‏این سنت آغاز
 
نموده و به کمک سازمان آلمانی ‏GTZ‏ که به توسعه ‏پایدار کشورهای درحال
 
رشد کمک می‌کند، این پیکار کم کم به یک کارزار بین‌المللی علیه ‏اتوکردن در
 
افریقا تبدیل شده است. مهمترین هدف این کارزار، رشد آگاهی ‏زنان و
 
دختران و ترک این سنت‌ خشونت‌زا و زن ستیز است.‏با آن که دولت کامرون
 
این کار را جرم اعلام نموده و آن را قابل مجازات تا حداکثر سه سال ‏زندان
 
می‌داند، اما منع قانونی باعث از بین رفتن این سنت نشده است. مادران از
 
این ‏سنت دفاع کرده و آن را برای تامین آینده بهتر برای دخترانشان ضروری
 
می‌دانند. گاه ‏حتی برخی از دختران خود به تحمل این شکنجه رضایت
 
می‌دهند تا از ازدواج زودرس و ‏تجاوز در امان مانده و به تحصیل در مدرسه
 
ادامه دهند.‏تجربه نشان می‌دهد که اتوکردن نه تنها مانع از رشد غریزه
 
جنسی در دختران ‏نمی‌شود، بلکه حتی آنان را از بارداری زودرس و ابتلا به
 
بیماری ایدز در امان نگاه ‏نمی‌دارد. ‏به نظر می‌رسد که دلیل اصلی اعمال این
 
خشونت شاید "نجابت" بیش از حد مادران ‏باشد که مانع از گفتگوی صریح و
 
بی‌پرده آنان با دخترانشان درباره رابطه جنسی ‏می‌شود. مادران از اینکه
 
دخترانشان مورد تجاوز قرار گیرند، باردار شوند و یا مبتلا به ‏بیماری ایدز شوند
 
بشدت وحشت دارند. اما در عین حال همین مادران آمادگی گفتگو و ‏صحبت
 
درباره رابطه جنسی، شیوه‌‌های کنترل رابطه و روش‌های پیشگیری از
 
بارداری و ‏ایدز را ندارند گرچه آمادگی اعمال خشونت شکنجه‌وار بر روی
 
دختران نوجوان خود را دارند.‏از این رو، یکی از راههای موثر کارزار مبارزه با
 
اتوکردن سینه ، شناساندن روش‌های پیشگیری و بهداشت ‏جنسی است که
 
اینکار از طریق آموزش گفتگو درباره رابطه جنسی به مادران صورت ‏می‌گیرد
 
تا بتوانند به صراحت با دختران خویش درباره اینکه چگونه بر بدن خود کنترل
 
‏داشته باشند، گفتگو کنند. اما با توجه به فرهنگ این جامعه، خود مادران نیز
 
ابتدا ‏باید بیاموزند که جذابیت جنسی زن جرم نیست و برجستگی‌ اندام‌های
 
زنانه هیچ زنی را ‏مسئول تعرض جنسی مرد نمی‌سازد ...
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 10:35  توسط کاترین | 
خانم ها آیا می دانید که چه چیزهایی شعله جنسی آقایون را خاموش می کند؟ خیلی چیزها البته ممکن است رفتار یا خصوصیتی که شعله جنسی یک مرد را خاموش می کند، برای مرد دیگر اینطور نباشد. بعد از انجام تحقیقات مختلف، ما به این نتایج رسیده ایم. در این مقاله لیستی 10 موردی از مهمترین چیزها و رفتارهایی که تحریک جنسی آقایون را متوقف می کند، گرد آورده ایم. خانم ها همیشه به یاد داشته باشید ممکن است همه این موارد شعله تحریک همسر شما را خاموش نکند اما در هر حال از جمله متداولترین مسائلی است که می تواند منجر به آن شود. 1. زن هایی که مثل پلیس های ترافیک عمل می کنند. یعنی زنهایی که حین عمل جنسی از مردشان می خواهند کاری را انجام دهد. مثلاً می گویند، لباسم را آرام دربیار، حالا گردنبندمو دربیار، نه نه نه اینقدر تند، با دستت موهامو نوازش کن، و و و.... بله خیلی از خانم ها هستند که موقع سکس چنین رفتاری دارند. در تحقیقاتی که ما انجام دادیم مردها واقعاً از این رفتار متنفر بودند. البته ابراز احساستان درمورد سکس بااینکه مثل یک پلیس ترافیک دستور بدهید، خیلی فرق می کند. 2. زنهایی که در بستر، بی تحرک هستند (واکنش نمی دهند). کاملاً واضح است که این کدام دسته از خانم ها می باشند. خیلی از زنها هستند که فقط در تختخواب دراز می کشند و بقیه کارها مسئولیتش با مرد است. قدیم عرف به این شکل بوده است اما امروز اصلاً برای هیچ مردی قابل قبول نیست. مردها دوست دارند خانمشان به آنها واکنش دهد. این مهمترین شکایتی بود که در این تحقیقات مردها از خانم هایشان داشتند. 3. زنهایی که به خودشان نمی رسند. این مسئله بیشتر مربوط به خانم های متاهل است. خیلی از ما اینطور هستیم. بعد از ازدواج چندان به خودمان رسیدگی نمی کنیم. چند نفر از شما تا به حال این جمله به ذهنتان خطور کرده که "الان دیگر زنش هستم لازم نیست تحت تاثیرش بگذارم."؟ مطمئن باشید نظر مردها چیز دیگری است. در این تحقیقات، مردها از زنهایی که خودشان را ول کرده و دیگر رسیدگی های لازم را به خودشان نمی کنند، بدگویی می کردند. مثلاً اصلاح نکردن بدن، درست نکردن موها، پوشیدن لباسهای زیر پاره، بوی بد دهان، رسیدگی نکردن به ناخن ها و از این قبیل. پس کمی برای خودتان وقت بگذارید و همیشه خودتان را مرتب و سرحال نگه دارید. 4. زنهایی که مداوم از خودشان و بدنشان بدگویی می کنند. باید یاد بگیرید که جسمتان را دوست داشته باشید. این شوهرتان را خیلی تحریک می کند. آنها از اینکه بخواهید مدام در مورد نواقص و اشکالاتتان غر بزنید خسته می شوند. 5. زنهایی که فقط به وضعیت مادی مرد توجه دارند. میدانم که خیلی از شما ممکن است بگویید که این آخرین چیزی است که به ذهنتان خطور می کند. اما خیلی از زنها هم هستند که فقط به خاطر پول مرد با او همخوابه می شوند. مردها واقعاً از این رفتار متنفر هستند و مطمئناً حق هم دارند. این خیلی سنگدلانه است. 6. زنهایی که درمورد دوست پسرهای قبلیشان حرف می زنند. این مسئله برای مردها بسیار ناراحت کننده است و آیا می توانید حق را به آنها ندهید؟ خواهشاً تاریخچه روابط خودتان را با مردهای دیگر برای خودتان نگه دارید. اگر شما هم جای او بودید، مطمئناً دوست نداشتید بایستید و او از دوست دخترهایش برایتان تعریف کند. 7. زنهایی که لباس زیر های زیبا نمی پوشند. مردها اصلاً شبیه هم نیستند و سلیقه آنها در لباس زیر هم شبیه به هم نیست. همه چیز به سلیقه مرد شما بستگی دارد. پس با خود او در این باره صحبت کنید و ببینید او چه دوست دارد. طبق تحقیقات، لباس زیر نقش بسیار مهمی در تحریک مردها دارد. 8. زنهایی که خیلی در بستر حرف می زنند. این مسئله کمی برای من عجیب بود چون اصلاً نمی توانم به ذهنم راه بدهم که ممکن است فکر کنید، صحبت کردن درمورد پرداخت قبض ها می تواند باعث تحریک همسرتان در تخت شود. اما خیلی افراد هستند که این رفتار را دارند و خیلی از مردها این را بعنوان یکی از مهمترین رفتارهایی که تحریک جنسی آنها را متوقف می کند، گزارش کرده اند. 9. زنهایی که تظاهر می کنند. مطمئنم همه ما یکی دو بار هم که شده اینکار را انجام داده ایم. دربرخی از مراحل زندگی برای اینکه مردمان فکر نکند اشکالی دارد، نقش بازی کرده ایم. اما برای او بهتر است که به او حقیقت را بگویید و بگویید که فعلاً حال و حوصله سکس ندارید تا اینکه بخواهید برایش تظاهر کنید. خیلی اوقات زنها آنقدر فکر و خیال در سرشان است که نمی توانند روی آن موضوع تمرکز کنند و حوصله سکس ندارند و بنابر تحقیقات اکثر مردها می توانند این مشکل شما را بپذیرند. پس دفعه بعدی که حوصله سکس نداشتید، به جای نقش بازی کردن حقیقت را به همسرتان بگویید. 10. زنهایی که هیچوقت شروع کننده سکس نیستند. این رفتار هم از جمله رفتارهایی است که قدیم کاملاً طبیعی بوده است. قدیم این مردها بودند که همیشه باید سکس را شروع می کردند و اولین حرکات را انجام می دادند اما در این دنیای جدید، همه چیز فرق کرده است. مردهای ما دوست دارند که هر از گاهی هم خانمشان شروع کننده باشد. اینکار برای خیلی از خانم ها سخت است چون از آن اول تصورشان این بوده که نباید خودشان را پایین بکشند و پیشقدم شوند. اما من این اطمینان را به شما می دهم که بااینکار نه تنها خودتان را کوچک نمی کنید، بلکه همسرتان را هم به ادامه رابطه بیشتر تحریک می کنید. همانطور که قبلاً گفتیم مردها خیلی با هم تفاوت دارند. این شما هستید که باید روحیات آنها را شناخته و ببینید کدامیک از این خصوصیات شعله تحریک جنسی آنها را خاموش می کند. در این زمینه با خود او حرف بزنید و از جوابی که ممکن است به شما بدهد اصلاً ناراحت نشوید. فقط سعی کنید که خودتان را اصلاح کرده و برای بهبود رابطه تان بکوشید. خصوصیاتی که شعله تحریک جنسی خانم ها را خاموش می کند اگر می خواهید همسرتان را از سکس بیزار کنید، یا او را به آن علاقه مند کنید، باید همه اینکارها را انجام دهید. اما اگر می خواهید یک زندگی جنسی کاملاً راضی کننده و خلاق داشته باشید، پس به هیچ عنوان نباید کارهای زیر را انجام دهید. اول اینکه، اگر می خواهید واقعاً حال و هوای یک سکس عالی را از بین ببرید، باید آن را هر هفته، شب جمعه ها ساعت 10 انجام دهید. این می تواند خیلی خسته کننده باشد. با ایجاد برنامه برای زندگی جنسی خودتان، همه لذت و تفریح آنها را از بین می برید و آن را هم به یکی دیگر از کارهای روزمره تبدیل می کنید. درعوض باید کاری بکنید که همسرتان را به شوق بیاورید. یک نباید دیگر برای سکس این است که فقط زمانی به همسرتان دست بزنید که می خواهید سکس داشته باشید. اگر برای ابراز احساس به همسرتان به خودتان زحمت ندهید، همسرتان خیلی زود سکس با شما را کنار خواهد گذاشت. چون دیگر برای او آشکار خواهد شد که شما او را فقط به خاطر رابطه جنسی می خواهید نه چیز دیگر. احساس چیزی است که باید همیشه و در همه اوقات بین شما رد و بدل شود نه فقط حین رابطه جنسی. همچنین اگر همیشه به یک طریق سکس کنید، همان کارهای همیشگی و پیشنوازی های همیشگی را داشته باشید، این هم برای همسرتان خسته کننده خواهد شد. تنوع دادن به رفتارهایتان حین سکس و اضافه کردن عنصر هیجان به زندگی جنسیتان، آتش آن را همیشه شعله ور نگه می دارد. نباید به همسرتان بگویید که چون در یک رابطه متعهدانه هستید، از او انتظار دارید که با شما سکس داشته باشد. اینکار مسلماً تحریک او را متوقف می کند. چون رابطه جنسی نباید به شکل یک اجبار و وظیفه درآید. رابطه جنسی تجربه ای است که باید با رضایت دو طرف انجام شود. اگر بخواهید همسرتان را مجبور به سکس کنید، وقتی که به هیچ وجه تمایلی به آن ندارد، مطمئن باشید که دیگر هیچ تمایلی به سکس با شما پیدا نخواهد کرد. اگر همسرتان خسته است یا حال و حوصله ندارد، به هیچ وجه نباید او را مجبور به اینکار کنید. یک مسئله دیگر که میل جنسی همسرتان را به کلی کور می کند، این است که بدون هیچ مقدمه سازی و پیش نوازی یک راست به سراغ بخشی از سکس بروید که بیشتر از همه به آن علاقه دارید. صادقانه باید بگویم که اینکار یکی از مهمترین رفتارهایی است که همسرتان را از سکس با شما بیزار می کند. بهداشت ضعیف زنها از اینکه مردشان بوی بد بدهد بیزارند. قبل از اینکه حتی فکر رفتن در رختخواب با همسرتان به ذهنتان خطور کند، باید حتماً دوش بگیرید. علاوه بر این، کارهایی مثل اصلاح صورت، زدن عطر، تمیز کردن گوش ها، و مسواک زدن دندانها نیز نباید فراموش شود. بااینکه خیلی از زنها ممکن است از بوی بدن شما خوششان بیاید اما بیش از اندازه آن هم نفرت انگیز است. بوی بد دهان، به خصوص بوی سیر یا پیاز، یکی از مهمترین دلایل متوقف شدن تحریک خانم هاست. سست نباشید یک حقیقت ساده درمورد سکس این است که زنها دوست دارند با مردهایی سکس داشته باشند که واقعاً مثل مردها رفتار کنند. اگر در اتاق خواب مثل اواخواهرها برخورد کنید، مطمئن باشید که هیچ کششی به شما پیدا نخواهد کرد. از جمله این رفتارها این است که از او بپرسید، آیا لذت می برد یا نه یا اینکه از انجام کارهای جدید واهمه داشته باشید. خشونت بیش از حد خشونت بیش از حد هم از جمله خصوصیات بدی است که می تواند کشش خانمتان را تحت تاثیر قرار دهد. اگر او تصور کند که فقط به فکر لذت خودتان هستید مطمئن باشید که هیچ لذتی از سکس با شما نخواهد برد. بااینکه زنها از مردهایی خوششان می آید که با اعتماد به نفس عمل می کنند اما نباید هیچوقت در برخورد خود با آنها بیش از حد خشونت به خرج دهید. ملایم و در عین حال محکم باشید و قبل ازاینکه هر نوع رفتار خشونت آمیز را شروع کنید، اطمینان یابید که او به آن علاقه دارد. در غیر اینصورت شعله کشش او را به کلی خاموش خواهید کرد. رفتارهای عجله ای بدون مقدمه رفتن سر سکس یکی از عواملی است که کشش طرف شما به رابطه جنسی کاهش می دهد. اگر شما هم یکی از آن مردهایی هستید که فکر می کنید سکس اصلاً نیازی به مقدمه و پیش نوازی ندارد، و می توانید بدون آن سریعاً به سراغ قسمتی بروید که خودتان بیشتر می خواهید، مطمئن باشید که فقط همسرتان را ناراحت خواهید کرد. پس اگر او هم خیلی در رفتارش با شما خوب نبود، دیگر گلایه نکنید چون این عمل واقعاً برای او رنج آور است. زنها برای تحریک شدن نیاز به عشق دارند و برای آنها پیش نوازی و مقدمه به همان اندازه عمل اصلی اهمیت دارد.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 18:21  توسط کاترین | 

Keep your thoughts positive

 

View Full Size Image

سه چیز در زندگی هست که وقتی رفت.. دیگر قابل بازگشت نیست

سخن...موقعیت...زمان 

 

View Full Size Image

 

 

سه چیز در زندگی هست که باعث میشه تو شخص بزرگی بشی

سختکوشی..صداقت...موفقیت

 

View Full Size Image

 

سه چیز در زندگی هست که شخصیت انسان را  از بین میبرد

حرص...غرور..خشم

 

 

View Full Size Image

 

سه چیز در زندگی هست  که هیچ زمان نباید از دست داد

آرامش...امید...شرافت

 

View Full Size Image

 

سه چیز در زندگی هست که همیشگی و قطعی نیست

رویاهای انسان...موفقیت ...شانس

 

View Full Size Image

 

سه چیز در زندگی هست که بسیار قیمتی و ارزشمند هست

عشق...شرافت نفس...زمان

 

View Full Size Image

 

 

The Beauty of Life does not depend on how happy you are


            But how happy others can be…Because of You

!!!

زیبایی زندگی به این نیست که چقدر شاد هستی ..بلکه به این است که دیگران

چقدر از بودن تو  شاد هستند

 

View Full Size Image

 بنابر این

Keep your thoughts positive

 Because your thoughts become your words.

افکارت رو مثبت نگه دار زیرا افکارت هستند که جملاتت رو میسازند

 View Full Size Image

Keep your words positive

Because your words become your actions.

جملاتت رو مثبت نگه دار زیرا جملاتت هستند که اعمالت را میسازند

View Full Size Image

Keep your actions positive,

 Because your actions become your habits.

 اعمالت را مثبت نگه دار زیرا اعمالت هستند که عاداتت را میسازند 

View Full Size Image

Keep your habits positive,
because your habits become your lifestyle.

عاداتت را مثبت نگه دار زیرا عاداتت , شیوه ی زندگیت  را میسازد 

 

View Full Size Image

Keep your lifestyle positive,
because your lifestyle becomes your destiny

شیوه ی زندگیت  را مثبت نگاه دار  ..زیرا شیوه ی زندگیت سرنوشتت را میسازد

 

View Full Size Image

View Full Size Image

 

دنیا بیستون است اما فرهاد ندارد، و آن تیشه هزار سال است که در شکاف کوه افتاده است
مردم می آیند و می روند اما کسی سراغ آن تیشه را نمی گیرد.

 دیگر کسی نقشی بر این سینه سخت و ستبر نمی زند.

دنیا بیستون است و روی هر ستون ، عفریت فرهاد کش نشسته است.هر روز پایین می آید و

 در گوش ات نجوا می کند که شیرین دوستت ندارد. و جهان تلخ می شود


تو اما باور نکن

View Full Size Image

 

زیرا که تا عشق هست ، شیرین هست

 

View Full Size Image


عشق اما گاهی سخت می شود ، آنقدر سخت که تنها تیشه از پس آن بر می آید
روی این بیستون ناساز و ناهموار گاهی تنها با تیشه می توان ردی از عشق گذاشت ،

و گرنه هیچ کس باور نمی کند که این بیستون فرهادی داشت

 

View Full Size Image

 

 
+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 9:41  توسط کاترین | 

من باور دارم ......

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم
به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.

من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات
مى‌دهند.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.

من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم ...
که شما بايد اين متن را براى کسانى که بهشان باور داريد بفرستيد. مثل همين کارى که من ( حالا ایندفعه منو میگه ها ) کردم.


«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست
،
 
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»
 

برای دیدن کلیپ بسوزه پدر عشق روی عکس زیر کلیک کنید
Iran Eshgh Group !

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 13:9  توسط کاترین | 


در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی.
همچون نیلوفری باش در آب،
زندگی در آب بدون غرق شدن در آب!
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات،
ریاضیات وابسته به ذهن اند،
وزندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند،



زندگی سخت ساده است،
خطر کن،
وارد بازی شو،
چه چیز از دست می دهی؟
با دست های تهی آمده ایم،
وبا دست های تهی خواهیم رفت،
نه چیزی نیست که از دست بدهیم



 

فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند،
تا سر زنده باشیم،
تا ترانه ای زیبا بخوانیم،
وفرصت به پایان خواهد رسید!
آری اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است !

مرگ تنها برای کسانی زیباست که،
زیبا زندگی کرده اند!
از زندگی نهراسیده اند،
شهامت زندگی کردن را داشته اند،
کسانی که عشق ورزیده اند،
دست افشانده اند،

و زندگی را جشن گرفته اند،



 

پس،
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن،
که گویی واپسین لحظه است،
و کسی چه می داند؟




شاید آخرین لحظه باشد



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:33  توسط کاترین | 
 

گلم از خود رهيدن را بياموز


به سر منزل رسيدن را بياموز

 

مجال تنگ و راهي دور در پيش


به پاهايت دويدن را بياموز

 

زمين بي عشق خاكي سرد و مرده ست


به قلب خود تپيدن را بياموز

 

جهان جولانگهي همواره زيباست


به چشمت خوب ديدن را بياموز

 

بياموز، آفريدندت توانا


توانا، آفريدن را بياموز

 

MIADGAH IS THE BEST

 

جهان طعم شراب كهنه دارد


به لبهايت چشيدن را بياموز

 

تو اهل آسماني اي زميني


به بال خود پريدن را بياموز

 

صدايت مي كنند از عالم عشق


به گوش جان شنيدن را بياموز

 

نسيمي باش و از باد بهاري


سحرگاهان وزيدن را بياموز

 

تو ابر رحمتي ، گاهي فرو ريز


ز اشك خود چكيدن را بياموز

 

گذارت گر ز راهي پر گل افتاد


به دست خود نچيدن را بياموز

 

به عاشق غمزه و غم ميفروشند


تو از اول خريدن را بياموز

 

سبك همواره بار زندگي نيست


به دوش خود كشيدن را بياموز

 

كمانت مي كند اين بار سنگين


تو از اول خميدن را بياموز

 

جهان از هر دو دارد ، شادي و غم


شكيب داغ ديدن را بياموز

 

به دنيا دل سپردن نيست دشوار


ز دنيا دل بريدن را بياموز

 

نياسودن به دوران جواني


به پايان آرميدن را بياموز

 

به جولان در سخن"سالك" مپرداز


دمي در خود خزيدن را بياموز

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 17:17  توسط کاترین | 

مناجات عاشقانه

الهى ! از من آهى و از تو نگاهى . الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم . الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود. الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم . الهى ! سست از آن كه مست تو نيست كيست ؟ الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت . الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را. الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده . الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده . الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است . الهى ! مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى . الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار. الهى ! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است . الهى ! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 13:55  توسط کاترین | 

 

ساده بودم

ساده دیدم

ساده دل باختم

ساده عاشق شدم

ساده حفظش كردم

ساده كنارش موندم

ساده گفتم دوستت دارم

ساده نگاهم كرد و خندید

ساده گفت ازت دلیل می خوام

ساده از كنارم گذشت و بی دلیل رفت

غافل از اینكه عشق نیازی به دلیل نداره

و بی خبر از اینكه چیزی كه ابدی و ماندگاره سادگیه

 

i58220191_13565_5.gif

دیگه چشماتو فراموش می کنم


دیگه دستاتو می سپارم به خـــــــــــــــدا

 
آخه از دل من داری می شی جـــــــــــــــــــــــدا


من که ساده بودم مثل تو نبودم ,من تورا هدیه از خدا میدیدم ,ولی مثل تو را

 آی بی وفا ندیدم.


نمیدونم که کدوم حرف تورا از من برید  یا کدوم شعرم تو را مثل گلی پژمرد


می